ميكردند آخرين تأليفات و شرحهاي لاتيني را در اختيار خوانندگان عبري قرار دهند و به همكيشانشان امكان دهند تا در شرايط مساوي به رقابت با همكاران مسيحي خويش بپردازند.
منظورم شرايط مساوي از نظر علمي است؛ وگرنه بدبختانه از نظر اجتماعي نابرابري بسيار شديد بود. ولي تصادفي نيست كه اين ترجمهها در پرونس صورت گرفته، جايي كه پزشكان يهودي را كمابيش تحمل ميكردند؛ حتي پاپهاي فرانسوي تاحدي بهحمايت از آنان ميپرداختند.
تعدادي رسالههاي غيرطبي هم ترجمه شد. ابراهيم ابيگدُر گزيدهٴ منطق پدروي اسپانيايي و برخي شرحهاي
منطق ابنرشد؛ سليمان ابيگدُر اركان نجوم آرنولد ويلانووايي و كتاب كُره ساكروبوسكو، سليمانبن ناتان قِرِسقاس كتابي در باب سحر و جادو از آپولونيوس تيانايي و سليمانبن داود دَوين
زيج پاريس و رسالهاي نجومي از ابنابيالرجال را ترجمه كردند.
رسالههاي اخترگويي را ميتوان به پزشكي افزود، زيرا آنها را براي كار طبابت لازم ميشمردند.
اسپانيا. اسپانيا را بايد بهمفهوم وسيع آن درنظر گرفت، چون دستكم يكي از مترجمان، يعني يعقوببن يهودا كبرت اهل كاتالونيا بود. او رسالهٴ اركان
نجوم آرنولد ويلانووايي را ترجمه كرد.
اندكي بعد (1403)، يكي ديگر از اعضاي همين خانواده بهنام اسحاقبن ابراهيم كبرِت شرح ژان سنت اومري را بر
قرابادين نيكولا ترجمه كرد.
در سايهٴ اوضاعي مشابه با آنچه در پرونس بود و حمايت يهودابن سليمانبن لَبي ترجمههاي بسيار ديگري در اسپانيا انجام گرفت. ماهربن سليمان الگوداث
اخلاق نيكوماخوس؛ شمطببن اسحاق شپروط انجيل متي و بخشهايي از انجيلهاي ديگر؛ يعقوببن اسحاق كارسونو زيجهاي انگلبرت و دالماو را.1
براي ترجمههاي عبري به لاتيني ¿ قسمت 4 ـ الف.
ب. از لاتيني به يوناني. جريان لاتيني به عبري طبيعي بود؛ فضلاي يهودي كتابهاي لاتيني را بهزبان خودشان ترجمه ميكردند، زيرا به آنها نياز داشتند. برعكس، جريان لاتيني به يوناني اجباري بود و جز با فشار خارجي كه اعمال ميشد قابل دوام نبود. اين فشار تبليغات كاتوليكي بود كه ميكوشيد آثار كاتوليكي هرچه بيشتري را در پيش چشم تودهٴ ارتدكس قرار دهد. دو برادران كيدونِس، كه از سالونيك برخاسته بودند، به آيين كاتوليك گرويدند، يا اقلاً به عقايد كاتوليكي مربوط به وحدت دو كليسا روي آوردند و به ارزيابي نوشتههاي ديني علماي كاتوليك پرداختند. پروخوروس كيدونس آثار هيرونيموس (جروم)، اوگوستين، بوئتيوس و